المسعودي ( مترجم : م . ابو القاسم پاينده )

262

التنبيه والإشراف ( فارسي )

فقعسى از اسد بن خزيمه كه عيينة بن حصن فزارى و طايفهء غطفان از او پشتيبانى ميكردند . ابو بكر ، خالد بن وليد بن مغيرهء مخزومى را سوى آنها و همهء مضريان ديگر كه از دين بگشته بودند فرستاد . وى با طليحه روبرو شد و او را شكست داد و جماعتش را پراكند و عيينه را اسير كرد و اين بسال يازدهم بود . پس از آن سوى بطاح رفت و در قلمرو و تميم كشتار كرد و مالك بن نويره يربوعى را نيز بكشت . از آنجا به يمامه رفت و بنى حنيفه با او جنگى سخت كردند . عاقبت مسيلمه كشته شد و ديگران صلح كردند و اين بسال دوازدهم بود . در يمامه يك هزار و دويست كس از مسلمانان كشته شد كه بيست و سه كس از قريش و از آن جمله زيد بن خطاب برادر عمر بن خطاب رضى الله عنهما بود و هفتاد كس و بقولى كمتر از انصار بود . خالد همچنان بر دسته‌هاى مرتدان ميتاخت ، تا همگى بدين بازگشتند سجاح دختر حارث بن سويد بن عقفان تميمى يربوعى از يربوع بن حنظلة بن مالك بن زيد مناة ابن تميم نيز دعوى پيغمبرى كرد و جمعى بسيار و از جمله زبرقان بن بدر و عطارد ابن حاجب بن زراره و شبث بن ربعى - وى اذان‌گوى سجاح بود - و عمرو بن اهتم ، همگى تميمى ، پيرو او شده بودند ، سجاح به يمامه پيش مسيلمه رفته و زن او شده و سه روز پيش وى مانده بود . طرماح بن حكيم طائى در اين باب گويد : « قسم بجان من ، سجاح قوم خود را ببرد و همين كه بمرز يمامه رسيد آرام گرفت مرد بكرى چندان با او سخن كرد كه فريبش داد و در ميان آنها عروسى شد و جلوه كرد . اين پيغمبر حنظليان است كه عطرآگين در خلوت خود بسايه نشسته است » . عطارد بن حاجب بن زراره نيز گويد : « خانم پيغمبر ما زنى است كه بدورش طواف ميبريم در صورتى كه پيغمبران مردم ، مردانند » . مقصود وى از پيغمبران ، اسود عنسى و طليحة بن خويلد و مسيلمه است . پس از آن ابو بكر براى جنگ روميان شام ، سپاهها بياراست و چهار امير